موشن دیزاین ابزاری است که برندها به کمکش با مخاطبانشان صحبت میکنند؛ از لوگوهای متحرک تا ویدئوهای توضیحی و حتی انیمیشنهای سهبعدی. اما واقعاً موشن دیزاین چیست و چرا از استارتاپها تا برندهای بزرگ با آن کار دارند؟ اینجاست که داستان شروع میشود…
در سالهای اخیر، احتمالاً شما هم عناوینی مثل موشن دیزاین (Motion Design) یا موشن گرافیکس (Motion Graphics) و حتی شکلهای کوتاهشده یا اشتباهی مثل موشن، موشن گرافیک یا موشن گرافی را شنیدهاید. امروز در استودیو ویزارت میخواهیم پروندهی موشن دیزاین را باز کنیم تا به مفهوم دقیق این عبارت و انواع آن بپردازیم و سپس در مقالهی بعدی، دلایل اهمیت آن را برای معرفی برندها و تولید محتوای تبلیغاتی بررسی کنیم.
یکی از سادهترین تعاریفی که درباره موشن دیزاین توسط جوی کورنمن (Joey Korenman) بیان شده و به قولی جان کلام را ادا میکند، جمله زیر است:
موشن دیزاین (طراحی متحرک) همان گرافیک دیزاین (طراحی تصویری) در حرکت است.
به علاوه، شخصاً تعریف آستین شاو (Austin Shaw) که جزئیات و جامعیت بیشتری دارد، را هم میپسندم:
بهکارگیری اصول طراحی گرافیک در فیلمسازی و تولید ویدئو، از طریق استفاده از انیمیشن.
اگر بخواهم تعریفی دربارهی موشن دیزاین ارائه کنم، میتوانم بگویم:
به متحرکسازی ویژگیهای عناصر تصویری (با هر ساختار بصری) در بستر رایانه، موشن دیزاین گفته میشود.
از لحاظ زبانی، موشن دیزاین از دو کلمه Motion و Design تشکیل شده که ترجمهی واژهبهواژهی آن «طراحیِ متحرک» میشود. شاید این عبارت از نظر آوایی شما را به یاد گرافیک دیزاین (طراحی تصویری) بیندازد؛ منتها وجود عامل زمان و خلق حرکت، تفاوت اصلی میان این دو عنوان است.
از طرفی، عنوان «موشن گرافیکس» (Motion Graphics) را هم داریم که بهخصوص در حوزه مارکتینگ و تبلیغات در ایران بسیار پرکاربرد است که با ترجمه «طرحهای متحرک»، مترادف عبارت موشن دیزاین و با همان تعریف است.
حدس میزنم سختیِ ادا کردن تلفظ کاملِ «موشن گرافیکس» در مکالمات زبان فارسی، موجب رواج فرمهای کوتاهشده یا اشتباهی مثل «موشن»، «موشن گرافیک» یا «موشن گرافی» شده باشد. حتی به فرد متخصص این حوزه (موشن دیزاینر) در بازار ایران گاهی عنوان عجیبی مثل «موشنکار» نسبت داده میشود! اما در نهایت، تمام این کلمات دقیقاً در همان چارچوب مفهومیِ «طراحی متحرک» قرار میگیرند که به آن اشاره کردیم.
انواع موشن دیزاین را با دو رویکرد میتوان بررسی کرد:
۱- رویکرد فنی
۲- رویکرد محتوایی
۱- در رویکرد فنی، تکنیک طراحی و سبک آن، معیار ما برای طبقهبندی است که در این حالت، موشن دیزاین را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
الف) موشن دیزاین دوبعدی (2D Motion Design):
پایهایترین فرم موشن دیزاین است که در فضای تخت (Flat) طراحی میشود. متحرکسازی وکتورها، تایپوگرافی و همینطور متحرکسازی تصاویر مانند سبک کلاژ (Collage) و در سطح پیچیدهتر، متحرکسازی کاراکتر با Rig (شرطیکردن حرکت) آن برای طراحی کارتون، از جمله ایدههای اجرایی در این دسته هستند.
ب) موشن دیزاین سهبعدی (3D Motion Design):
در این دسته، طراحی کامل عناصر تصویری بهصورت سهبعدی انجام میشود و شما از تصاویر یا وکتورها میتوانید بهعنوان ابزار در تعیین بافت سطحی یا مدلسازی استفاده کنید. اجرای موشن دیزاین سهبعدی با مدلسازی، نورپردازی، تصویربرداری، انیمیشن و شبیهسازی بهصورت فیزیکال در نرمافزارهای تخصصی سهبعدی صورت میگیرد.
ج) موشن دیزاین ترکیبی (Mixed Motion Design):
ترکیب تولیدات تصویری رایانهای (CGI)، چه دوبعدی و چه سهبعدی، با یکدیگر یا با ویدئوهای واقعی. چیزی که ما با نام VFX یا جلوههای بصری (Visual Effects) میشناسیم، حاصل همین ترکیب است.
۲- در رویکرد محتوایی، موشن دیزاین با دید بر به تصویر کشیدن یک داستان یا یک احساس، طبقهبندی میشود و به ۴ دسته تقسیم میگردد:
الف) موشن دیزاین تشریحی (Explainer Motion Design):
این دسته با هدف معرفی یک محصول یا یک خدمت و همچنین آموزش آنها طراحی میشود. به دلیل اهمیت شرح موضوعِ مورد بحث، این موشن دیزاینها اغلب زمان بیشتری دارند.
ب) موشن دیزاین نمایشی (Showcase Motion Design):
این دسته با هدف نمایش یک محصول یا خدمت بدون توضیح اضافی ساخته میشود که معمولاً زوایای خاص و جزئیاتی از محصول را به رخ مخاطب یا رقبا میکشد.
ج) موشن دیزاین هویت برند (Brand Identity Motion Design):
این دسته با هدف معرفی برند طراحی میشود. شاید عناوینی مثل لوگو انیمیشن (Logo Animation) یا لوگو موشن (Logo Motion) را شنیده باشید که هر دو مورد مربوط به متحرکسازی نشان و لوگوی برندی است که قرار است مفهومی را به مخاطبِ برند منتقل کند. این موشن دیزاینها اغلب کوتاه هستند و معمولاً در ابتدا یا انتهای ویدئوها استفاده میشوند.
د) موشن دیزاین رابط کاربری (UI/UX Motion Design):
این دسته شاید ظاهری تکنیکی داشته باشد، اما مشابه مورد قبلی، با هدف معرفی موضوعی در سطح رابط کاربری وب و اپلیکیشنها، متحرکسازی منوها، دکمهها و فضای اپلیکیشنها و وبسایتها برای بهبود تجربهی کاربر طراحی میشود.
طبیعتاً دستهبندی بالا ممکن است جاهایی را نادیده گرفته باشد یا در برخی موارد برای موضوعاتی دستهبندی انجام داده باشد که مرز مشخصی ندارند. برای مثال، تیتراژ یک برنامه میتواند هم تشریحی باشد و هم نمایشی؛ یا یک سبک استاپموشن (Stop Motion) تا زمانی که با عناصر دیگرِ تصویری ترکیب نشود، ممکن است در این دستهبندی قرار نگیرد. همینطور خروجیهایی که هوش مصنوعی تولید میکند در این دستهبندی نیامده است.
ضمناً بایستی دقت کنیم که موشن دیزاین وقتی از نظر داستانی و شخصیتپردازی، طول زمان و پیچیدگی انیمیشن پیشرفت کند و از فضای مارکتینگی فاصله بگیرد، میتواند دیگر موشن دیزاین نباشد و وارد قلمرو فیلم، انیمیشن و کارتون شود.
اما در نهایت، این دستهبندی میتواند کمک کند که ما تفاوتها را درک کنیم و تصمیم بگیریم که برای نیازمان چه انتخابی مناسبتر خواهد بود.
حال سؤال مهمتر این است که اصلاً چه کسبوکارهایی به موشن دیزاین نیاز دارند و چرا برندها به سراغ آن میروند؟ در ادامه و در مقاله بعدی این موضوع را بررسی میکنیم.